تبليغاتX
دیشب باران قرار با پنجره داشت -

دیشب باران قرار با پنجره داشت

دیشب باران قرار با پنجره داشت///روبوسی آبدار با پنجره داشت

 

 

 

این شعر البته با مختصری اشکال وزنی تقدیم به شهدای غزه

 

 

جای پایش روی دلها مانده بود

بوی خوبش در هوا جا مانده بود

او و کلی آرزوهای قشنگ

پشت دیواری ز فردا مانده بود

یک کبوتر زخم خوردَامازنده او

در میان لاش خورها مانده بود

ناتوان بودند از پرتاب سنگ

دستهاشان بی بدن ها مانده بود

مادری دربین سرها یافت فرزند را

یک نفر بی پا وتنها مانده بود

یک جهان آشوب و دردو اضطراب

زیر پای قدرتی جا مانده بود

ظلم این ملت برای حقوق یک بشر

ثبت بر تاریخ دلها مانده بود

#

یک نگاه خسته اما منتظر

تا غروب جمعه بر پا مانده بود

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت12:13توسط میلاد | |