|
ذ خودمان را گول نزنیم ذ
محرم بود و هوا غمگین.اشکهای آسمان روی گونه های خیابان می غلطید.صدای طبل گوش طبل زن ها را کر میکرد دسته های سینه زنی انگار تمام نمی شد انگار زنجبیر زنان ... با خود فکر کردم چه چیز مردم رابه این کار کشیده. دزدها، بازاری ها، معتادها، دکترها، معلم ها و...را کدامین حس به خیابان پیوند زده تا دستهایشان را به قول بعضی ها به سینه آشنا کنند.آیا این عشق بود؟ در ذهن خود تعبیر برای عشق ندارم ولی به گفته ی فلاسفه عشق دوست داشتن چیزی به حد تعهد ویا فراتر است طوری که معشوق هر چه بگوید عاشق چرایش را نپرسد و مشتاق انجام دستور معشوق باشد. حال دوباره به عزاداری برگردیم آیا این حس در این مردم هست؟حسین گفت :دین نداشته باش ولی آزاد مرد باش نه اینکه دین نداشته باش ولی برای من گریه کن سینه بزن!ابولفضل کی گفت برای ابروهای کمان من بگری آیا این جماعت عاشق نمی خواهند دستور معشوق را اجرا کنند؟آیا این عشق بود؟به خدا قسم نه!من عشق را در هیچ کدام از این مردم ندیدم حتی در دستهای جوانی که تا صبح سینه میزد اما ظهر روی موبایلش کلیپ فلانی ... . به کسی بر نخورد ولی خودمان را خوب گول زدیم دو روز راه مذهب میگیریم و 363روز دیگر همانیم که بودیم. .من نمیگویم عشق حسین وجود ندارد فقط میگویم ملاک عشق ،سینه های کبود وچشمهای قرمز نیست . بیایید کمی بیاندیشیم واز خودمان گول نخوریم.
|
About
برای اینکه از عشق دیگران بهره ببری...باید اول خودت را از عشق لبریز کنی.(چارلز هانل)
Home
|